خانه / مقالات / حرکت

حرکت

نام مقاله: حرکت

موضوع: خالق کیست؟

نویسنده: آزاد

 

پس نجواهای انسان بسیار گردید و جهان پر از نجوا شد تا جایی که همه ایستادند و در محشر کسب‌وکار به قامت ترسیدند که در این بلوا چه خبر است و کسی وارد شد و گفتند: او را بنگرید به قامت خود چه دارد، که ما نداریم؟ و او خود حرکت بود و همه او را به انگشت اشاره کردند و ندا دادند: کامی را به ما شیرین کن که نجوا خاموش شدند و سکوت تمام آن‌ها را فرا گرفت.

 

او ایستاد و پشت به جمعیت به سویی خیره شد و او را گفتند: چه چیز را می‌نگری که ما نمی‌بینیم؟ گفت: حرکت به سوی پشت زمان، آنجا که شما در نجواها فرو رفتید زمان ایستاد و هنگامی که ببینید پس چرخ کسب‌وکار می‌ایستد و کسب‌وکار در زمان در زمان معنا می‌یابد و این‌گونه تجارتی را آغاز کنید که آن را زمان صفر می‌نامند زیرا باید برای کسب‌وکار از صفر شروع کرد و هر عددی قائل شدن یعنی شکستن کسب‌وکار یا شکست در کسب‌وکار.

 

همه خواستند به ابتدای زمان برسند، یکی ۱۰ بود، یکی ۲، یکی ۲۰، یکی ۴۰ و یکی بر سکوی ۸۰ ایستاده بود و گفت: من در این سکو ایستاده‌ام و خورشید کسب‌وکارم درخشان است و من ۱۰۰ کسب‌وکار خود را می‌یابم و با نجواهایش از محشر آنجا دور شد. ولی زمان به صفر بازگشته بود و او بی‌خبر بود، پس به کسب خود نگریست به دستور حرکت و دیدند همگان که کسب‌وکارها ایستاده است و صاحبان خود را می‌نگرند، انگار منتظر اتفاقی بزرگ هستند و حرکت به سوی صفر آغاز شد.

 

حرکت

 

آرامش همه‌جا را فرا گرفته بود و کسی را یارای سخن نبود، آخرین نجوا خاموش شد زیرا شاهدی بر خود بود و این‌چنین دروغ و ترس و تملق و چاپلوسی و ریا و زنا و بزهکاری و تلاش برای فریب خاموش شد زیرا کسب‌وکاری آغاز شد که در آن نیاز به ابزاری جدید بود و این‌چنین ابزارهای کهن مانند ریسمان‌های فرعون در مقابل موسی فرو ریختند و کسی را یارای پاسخ نبود که این چه کسب‌وکاری است که می‌تواند همه‌ی راه‌های ما را مسدود کند و خود چنین پُر فراز انتهای خود را از ابتدا نشان دهد و کسی در آن میان سکوت را شکست و گفت: حرکت را می‌خواهم تا سؤالی کنم.

 

او را بر سکو فرا خواندند و گفت: من کفش می‌دوزم. بهترین را به سراسر عالم می‌فرستم، حال مدتی است که نظاره می‌کنم و می‌بینم که این کار خاموش شده است و تا در کارم، کلامم، سؤالم و پاسخم فریبی نگذارم نمی‌توانم کار را به جلو ببرم. حال که به ابتدای تفکرم رسیده‌ام چگونه است که فریب دیگر پاسخ نمی‌دهد و من چه کنم راهی برای سعادت و ثروتمندی من نشان بدهید که اگر این‌گونه نشود من از متضررین بزرگی خواهم بود. این چرم‌ها و این بندها و این قالب‌ها برای من حکم واحدی دارند یعنی حیات من و حرکت به سوی او ننگریست.

 

به او گفت: من کفاشی را می‌بینم که حیاتش در عشق غوطه می‌خورد و از فروش کفش نمی‌نالد و انسان‌ها فوج فوج با او همراه هستند و از او مایحتاج خود را برای حفظ پا می‌خرند و او را ترک نمی‌کنند. کفاش گفت: او را به من معرفی کن چون او باشم. هدفم همین است پس حرکت به او نگریست و گفت: در من چه می‌بینی؟ گفت: خود را. پس حرکت او را به زمان صفر برد و در آنجا گفت: کاری را آغاز کن که در آن فقط از عشقت بنگاری روی کفش.

 

گفت: من نویسنده نیستم، یک کفاش هستم. گفت: روی چرم‌هایت و بندهایت بنویس: سلام پای عزیز من، هدیه‌ای برای بهترین خلق خدا هستم و تا باشم از تو محافظت می‌کنم، این حکم خالق من است. گفت: کیست آن خالق؟ پس حرکت به او اشاره کرد. کفش را چه کسی می‌دوزد؟ گفت: من. سپس حرکت لبخندی زد و رو به سوی زمان کرد و چیزی نگفت.

 

با تشکر از آزاد سازگار

24 نظر

  1. مهدی مظفری

    این متن آینده ی جهان است ک همه ی انسان ها مانند آغازین ماه های ایجاد پول ک باهم در اتحاد بودند ما نیز در آینده این اتحاد را تجربه می‌کنیم و باید ب دنبال عشق و کاری ک عاشق آن هستیم برویم زیرا تنها راه خدمت با اخلاص و درست است زمان صفر جایی است ک تصمیم میگیریم با عشق ب مردم جهان خدمت کنیم
    خالق کفش حرکت است.
    جایی ک حرکت آغاز می‌شود زمان صفر است. همه ی کسب و کارها نیس میشوند زیرا از عشق نیستند و از روی ترس انتخاب شده اند و با ترس ادامه یافته اند و برای همین همه ی کسب و کار ها باید از صفر شروع شوند.علت اینکه کفاش ب درستی سخن حرکت را نمی‌فهمد نداشتن عشق است.

  2. به نظر من زمانی که شروع به حرکت میکنی همون لحظه به تمام اطلاعات هستی دسترسی داری و به عبارتی زمان صفر یعنی لحظه شروع حرکت و دسترسی به تمام منابع مورد نیاز و اگر در زمان صفر حرکت کنی همون لحظه از پل ترس درون مغز عبور کردی و همین حرکت به منزله رسیدن عشق به خرد بوده و نتیجه ای که در بر داره همگان رو شگفت زده خواهد کرد.با تشکر از آزاد عزیز برای مطالب فوق العاده تاثیر گذارش

  3. آزاد هم داره ما رو به زمان صفر میبره ؟

  4. سلام
    برداشت من اینه که تنها راه ثروتمند شدن (عشق) است
    و وقتی عاشق باشی در بی زمانی و بی مکانی و در لذت کامل و رشد واقعی هستی
    شهریار _درود بر آزاد عاشق

  5. سلام . مجددا فشرده در حال خواندن مقالات هستم … تا دوره ادامه اش برایم باز شود..

    برداشت من از این مقاله این بود که حرکت کردن با روشی درست هست که به بار می رسد و نتیجه می دهد.. کسب کار جدیدی را آزاد و گروهشان پایه ریزی کرده اند که خوشبختانه بسیار با صلابت و سالم است و به دور از گزند. البته این کسب و کارها با عشق هستند .. من دوست دارم بیشتر آن را لمس کنم و خودم را در آن ببینم .. ممنون

  6. میلاد محبی

    برداشت من از این مقاله :
    نجواها همان وسوسه ها و گفتگوهایی است که شیطان با ما دارد ، گاهی اوقات نجواها شکل ترس به خود می گیرند ، گاهی اوقات شکل حرص و طمع ، گاهی اوقات شکل دروغ و فریب کاری و هزاران شکل و ترکیب دیگر .
    شیطان اول بذر تردید را در دل می کارد بعد با دروغ های واهی اش ما را می ترساند و در نهایت نا امید می شویم هنگامی که امید نابود شد متوقف می شویم !!! بعد زمان می گذرد و سال ها کوله بار حسرت را به دوش می کشیم و متوجه می شویم شیطان چه کلاه بزرگی سر ما گذاشته است !!! هزاران بار به خود می گوییم اگر فلان کار را آغاز کرده بودم تا الان برای خودم کسی میشدم ولی آن کار هیچ وقت آغاز نشد . چون ترس جای ایمان و عشق را گرفت ترس از عدم نتیجه ، ترس از شکست ، ترس از طرد شدن ، ترس از مسخره شدن و هزاران ترس دیگر .
    به امید روزی که آن قدر عاشق باشیم و با ایمان باشیم که فریب نجواهایش را نخوریم

  7. سلام . جالب بود . امیدوارم بتونم راهم رو پیدا کنم اینجا

  8. با سلام . پس نجواها خاموش شد میشه هر گونه ای برداشت کرد به نظرم اینو میرساند که کلمات وحرفها دیگر بس است وباید با حرکت و عمل شروع کرد . من ثروتمندم. من خوشبختم و هزاران من ….. جواب نمی دهد اینها ساخته ذهن بشر بوده است با حرکت خردامندانه وعالی میشه به ایها رسید نه با حرف وگفتن کلمات تکراری . با تشکر

  9. پری فتح الهی

    باسلام.مقاله ی جالبی هستس.و البته تامل برانگیز.
    بنظرم خالق کفش عشق باشه.

  10. mohammad_jashooei

    سلام
    یسیار زیبا، واقعا وقتی از این مقاله ها میخونم انرژی میگیرم

    موفق باشید

  11. میشه اینطور برداشت کرد که دوران ریا کاری وفریب ودزدی بسر اومده وفقط با خود واقعی وعشق به تمام مخلوقات جهان میشه در این دنیا به سعادت وخوشبختی رسید. اول واخر هر کاری و حرکتی فقط عشق هست والسلام .اینهمه کتابها وکلاسها که پیچیده کردن ومارا تواون پیچوندن فقط اینو میگه که با عشق میشه در هر کاری موفق شد.عشق به خالق وعشق به تمام مخلوفات از صمیم قلب .اگر عشق نبود گروه ازاد می توانست با فروش طرح خود به صد ها شرکت داخلی وخارجی وافراد سود جو بهترین سرمایه وپول را برا خود وهمکارانشان فراهم نمایند ولی اینا اینکار رانکردند وحرکتی را آغاز کردن که تمام مردم دنیا از اون بهره ببرند چرا جون معنی حقیقی عشق وراز آن را فهمیدند . با تشکر

  12. mohammadrezafasih93

    در دستان خدا رها باش و با عشقت کار کن
    و به مردم با کالاو خدمات با کیفیتی که ارائه میدهی عشق بده
    خدا خودش به تو روزی میرساند

  13. کاظم حسینی

    بسیار عالی و تکان دهنده
    یکی از ترس های وجودم شکست

  14. درود بر حرکت
    تا زمانی که حرکت میکنی تمام جهان با تو حرکت می کند و در زمانی که وایمیستی همه چیز متوقف می شود پس حرکت در هر لحظه زندگی رو شکل می دهد .
    حال چگونه حرکتی را از نو با حامی شروع کنیم ؟

    باسپاس از آزاد

  15. تا اینجا فهمیدیم که برای شروع هر کسب و کاری باید علاقه فروان داشت و آن کار را با عشق و برای رضای خدا و حل احتیاج بندگان خدا انجام داد تا به موفقیت رسید . با تشکر

  16. shahramnaderian18

    ‍رمز موفقیت در هر کاری انجام آن کار به بهترین شیوه می باشد

  17. mohammad_haghighat56

    به نظر من مقاله هایی که در این سایت نوشته میشه بی نظیره و مشابه اون رو در هیچ جای دیگر نمیتوان یافت. با تشکر فراوان از گروه آزاد بخاطر این مقالات زیبا که موجب افزایش آگاهیمون میشه.

    • با نظر شما موافقم
      من 10 ماهی میشه برای حل مشکلاتم وب سایتها، کتابها و مقالات مختلف رو دارم مطالعه میکنم
      ولی مطالبی که گروه آزاد داره ارائه میده یه رنگ و بوی دیگه ای داره و از حرفای تکراری خبری نیست

  18. مجتبی طهماسبی راد

    حرکت اولین و تنها نقطه رسیدن به آرزوهایی هست که در سر می پرورانیم و با عشق می توان رسید ,ا عشق آنسوی خطر جائی برای ترس نیست

    در انتهای موعظه دیگر مجال درس نیست

    • جز من و خدا
      کسی نبود
      روزگار روبه راه بود
      هیچ چیز
      نه سفید و نه سیاه بود
      با وجود این
      مثل اینکه چیزی اشتباه بود
      زیر گنبد کبود
      بازی خدا
      نیمه کاره مانده بود
      واژه ای نبود و هیچ کس
      شعری از خدا نخوانده بود
      تا که او مرا برای بازی خودش
      انتخاب کرد
      توی گوش من یواش گفت
      تو دعای کوچک منی
      بعد هم مرا مستجاب کرد
      پرده ها کنار رفت
      خود به خود
      با شروع بازی خدا
      عشق افتتاح شد

  19. زندگی یک آرزوی دور نیست
    زندگی یک جست و جوی کور نیست
    زیستن در پیله پروانه چیست؟
    زندگی کن: زندگی افسانه نیست

  20. یادمه دو سال پیش یه اتفاق مشابهی که برای کفاش افتاده بود رو تجربه کردم
    دیدم انسانهایی رو که دزدیدند، خیانت کردند و دروغ گفتند و توانستند به چه جاهای با ابهتی برسند و ثروت و مقامی برای خودشان کسب کنند
    تصمیم گرفتم همانند آنها باشم
    خیلی سعی کردم ولی نتوانستم، حتی برای اینکه بتوانم مانند آنها باشم تمرین کردم و نشد که نشد
    هیچ نیرویی نتونست منو به حرکت دربیاره
    دو سال افسرده بودم … دوست داشتم موفق بشم ولی نمیتونستم حرکتی بکنم
    و امروز 5 تیرماه 1396 از “آزاد” سپاس بینهایت دارم که با دادن آگاهی و با زنده کردن عشق در وجودم، من هم میتوانم در مسیر درستی قرار بگیرم و زندگی جدیدی رو با عشق شروع کرده و به سمت آن حرکت کنم

  21. سلام
    محتوای تولید شده در سایت بینظیره و تک

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *