خانه / مقالات / بازگشت

بازگشت

نام مقاله: بازگشت

موضوع: اطلاع رسانی به اعضای سایت مدرسه آرزوها و رهامِل

نویسنده: آزاد


به نام حقی که پس از او و قبل از او حقیقتی وجود نداشته است. اوست که حقیقت مطلق آفرینش است.

درگذشت آنچه از گذشته بوده‌ایم ما را به جایگاه جدیدی فرامی‌خواند از پس آن اندیشه‌ای جهانی پدیدار می‌گردد و آنچه از آن به جهان دیگر ما را می‌برد جهان گذشته، جهان مردگان ما می‌شود. آیا تاکنون فکر کرده‌اید که چند جهان را سپری کرده‌اید؟ و آیا تاکنون فکر کرده‌اید که جهان های گذشته شما به کجا رفته‌اند و چگونه شما توانستید جهان جدیدی را تجربه کنید؟ درباره‌ی تمام این‌ها در کتاب سخن از ما بیان می‌شود و اکنون جای دارد در این مقاله درباره‌ی بازگشت سخن بگوییم.

 

مدتی است که سخن درباره‌ی آنچه باید گفته شود، گفته شد و همچنان ترس بر جان‌ها حاکم شد تا اینکه خداوند آمد و جان را از جهان آزاد و روح را به تسلی خاطر عشق فرستاد و جان تو را به نیمه رساند تا دریابی قدر آنچه تاکنون نوشته‌شده است. پیکره‌ی جهان تو از عشق زاده شد و چگونه فریب خوردی که تو عشق نیستی و باید عشق شوی درحالی‌که عشق هستی و باید عاشق شوی و همه این مدت برای تو می‌اندیشیم تا تو را به مزد این لحظه برسانیم و اینکه بازگشت ممکن نبود زیرا نیاز بر مبنای آن نبود و حال که تشنه گرفتن هستید آغازی دیگر را شروع می‌کنیم و به همه آن تنهایی‌هایت پایان می‌دهیم پس می‌گوییم: سلام ای دوست، سلام ای آشنا، سلام ای همیشگی و سلام ای با ما همراه.

 

درگذشته آنچه داشتی برایت ثمره‌ای دوچندان می‌داد که یا از آن، تو را خوش می‌آمد یا از آن، تو را خوش نمی‌آمد ولی هر چه بود از خود تو بود. پس سپاس ایزدی را که در جستجوی انسانی می‌گردد که خودش را می‌پذیرد با هرچه هست و خدایی که انسان‌ها را به آنچه هستند عاشق است و به آنچه می‌خواهند شوند. عشق را ممکن نیست زیرا خداوند حضور و اکنون است نه خداوند فردا و غیرممکن‌ها، پس به آنچه هستید سر بلند کرده و قامت، ایستاده دارید و خدای خود را سپاس گویید زیرا شمارا هم‌اکنون عشق می‌ورزد و هم‌اکنون بر گونه‌های شما بوسه لالایی می‌نوازد.

 

بازگشت

 

و این حکایت بازگشت آزاد است ازآنچه در بند می‌بینید رها شوید تا تجربه‌ی این بازگشت را در مراحل زندگی خود دریابید و ببینید که درباره هرچه سخن گفته می‌شود بیشتر شمارا به ادراکی می‌رساند که بتوانید خود را ببینید. سایت ما یک آینده است که تو خود را در آن می‌بینی، این رهایی از بند گذشته توست تا به خدای یکتا برسی و بتی را که می‌پرستیدی. ابراهیم می‌گوید: بشکن و تو بشکن و آنچه باید از آن بگذری بگذر. گروه و تیم آزاد تشکیل‌شده از افرادی عاشق، خالص و تنهاست که خداوند را می‌پرستند و از او یاری می‌جویند و کسی را تنهای او نمی‌دانند و تو خواننده عزیز، اگر چنین کنی پس بدان که نعمت خداوند عشق است و وقتی عشق وارد بر تو می‌شود همه‌چیز در پیرامونت بدون اراده تو تغییر می‌کند.

 

خداوند در خانه دلت می‌نشیند و گروه آزاد آن را در تو تقویت می‌کند و سپاس. خداوندی که توانست عشق را به کرسی محبت بنشاند و آنچه در دل دارید را برایتان آشکار کند و آنچه در پی آن هستید را بر شما گوارا گرداند و خداوند نیازمند نیست. او حکیمی خردمند است و در پی جاه و جلال و توجه و نظافت نیست. او صاحب اندیشه و خرد است، او صاحب عشق و نتیجه است، پس مدتی کوتاه ایستاد و نگریست که بشر چه کند و تو چه کردی؟ مدتی که مدرسه آرزوها را ساکت می‌دیدی و بدان آنگاه گروه مدرسه آرزوها در پی ساختن تشکیلاتی بر مبنای مهر بود تا بتواند اندیشه‌هایت را به‌سوی ثروت هدایت کند تا طعم آرامش را بچشی و نگذارد در دردهایت، جسمت را ترک کنی. این بقیه ماجراست و این گروه آزاد را آغاز کرد تا بتواند آنچه حق است ادای دین کند و خود را در بند نگهداری عشق رها کنید و از خودباوری به دیگر باوری برسید و از خود عاشقی به دیگر عاشقی برسید و از خودپرستی به دیگر پرستی برسید و این جایگاه انسانی است که رهایی را در دل خود آغاز می‌کند و آغاز یک پایان می‌شود.

 

با تشکر از آزاد خردمند بابت اطلاع رسانی گروه جدیدش

19 نظر

  1. سلام
    و خدا قوت برای این شروع دوباره…

  2. بسم الله الرحمن الرحیم

  3. ( پس می‌گوییم: سلام ای دوست، سلام ای آشنا، سلام ای همیشگی و سلام ای با ما همراه.)

    من هم به شما سلام می گویم و مشتاق دیدارتان هستم .. مشتاق مسیری که از عشق خداوندی لبریز شوم و ترسی در وجودم نباشد .. ممنون

  4. میلاد محبی

    سعی می کنم گذشته را با تمام سختی ها ، حسرت ها و شیرینی ها و خوشی هایش رها کنم
    سعی می کنم دیگران را دوست بدارم چون آنها هم تکه ای از وجود خداوند هستند
    سعی می کنم یکتا پرستی را تمرین کنم چون او تنها قدرت مطلق است

  5. نسترن کاشی

    من به حقوق و عقاید دیگران احترام می گذارم ولی نمیتونم دیگران رو دوست داشته باشم .

  6. mohammadrezafasih93

    زها باش و حرکت کن
    حرکت حرکت حرکت
    هر حرکتی برای تو پاسخی دارد.
    یک بار فکر کن و بقیه را حرکت کن
    خیلی آرومم
    درگیر این تکنیک و آن تکنیک نیستم.آرام تر شده ام شاید بگویم از 100 درصد 3 درصد(سه درصد) از تر س هایم کم شده.

  7. کاظم حسینی

    به نام حقی که پس از او و قبل از او حقیقتی وجود نداشته است. اوست که حقیقت مطلق آفرینش است. اوست که مایه ی ارامش همه است. ساده لوحانه بارها فریب خورده ایم و ارامش را از خود دور کرده ایم. همواره به دنبال مسائلی بوده ایم که به ظاهر زیبا بوده ولی در باطن عامل ایجاد تمام مشکلات شده اند. همواره از خودمان به اشکال گوناگون دور شده ایم و در عمل زندگی ها نابود شده و فقط بصورت مردگانی متحرک فعالیت داشته ایم.
    حال که حقیقت پیدا و اشکار شده است همراه گروه عزیز ازاد هستیم تا بتوانیم به اصل خویش و ارامشمان بازگردیم و زندگی بدون درد و ترس را تجربه نماییم….
    سپاس از شما دوستان عزیز و ازاد عاشق

  8. امیدوارم برسیم….

  9. با عرض سلام باید عرض کنم که برای اولین بار در زندگی باعث شد تا با خود واقعی ام روبرو شوم و تمام ترسهایی که یک عمر درونم زنده بود و باعث عدم پیشرفتم میشد را شناسایی کنم.با تشکر از آزاد و به امید روزهایی فارق از ترس برای تمام مردم جهان

  10. پری فتح الهی

    سلام.مقاله ی زیبا و امیدوار کننده است.
    اما بعضی جاهاش برایم نامفهوم است.

  11. با عرض سلام امیدوارم همینطور که گفتید با راهنمایی شما بتوانیم به ثروتی بسیار زیاد و حلال برسیم

  12. خدایا به هر که دل بستم تو دلم را شکستی. عشق هر کسی را که به دل گرفتم تو او را از من گرفتی. هر کجا خواستم دل مضطرب و دردمندم را آرامش دهم و در سایه امیدی و به خاطر آرزویی برای دلم امنیتی به وجودآورم تو یکباره همه را بر هم زدی و در طوفان های وحشت زای حوادث رهایم کردی تا هیچ آرزویی در دل نپرورم و به هیچ چیز امیدی نداشته باشم و هیچ وقت آرامش و امنیتی در دل خود احساس نکنم. خدایا تو اینچنین کردی تا غیر از تو محبوبی نگیرم و بجز تو آرزویی نداشته باشم و جز تو به چیزی یا به کسی امید نبندم و جزئ در سایه توکل به تو، آرامش و امنیت احساس نکنم .خدایا! تو را بر همه این نعمت ها شکر می کنم.

    • تو آیا دیده ای
      وقتی که چیزی آرزویت بوده، آنرا جسته ای
      آنگاه می بینی، بجز یک سایه، چیزی در درون دست هایت نیست
      کسی آهسته می گوید
      نگاهم کن، حقیقت را رها کرده، مجازی را تو میجوئی؟
      تو سیمرغی درون آسمان گم کرده،
      اینک سایه اش را بر زمین خاک می پوئی؟
      اگر یابی، بجز یک سایه، چیز دیگری داری؟
      پس آنگه یک شعاع نور، چشمان تو را، از خاک تا افلاک خواهد برد
      .
      .
      .
      تو آیا دیده ای
      وقتی دلت می گیرد از دلگیری مردان تنهایی
      که شب هنگام، سر به زیر افکنده
      شرم خالی دستان خود را، در کویر مهربانی، چاره می جویند
      کسی آهسته می گوید:
      سرای عشق را، یک بار دیگر آب و جارو کن
      سوار صبح در راه است

  13. shahramnaderian18

    به امید رهایی از ترس ها و خشک کردن ریشه تمام ترسهای خاین و آزاد شدن

  14. mohammad_haghighat56

    سلام و خدا قوت به گروه آزاد. من از ابتدای راه اندازی مدرسه آرزوها این سایت رادقیقأ مطالعه و پیگیری میکردم و با آقای ساجدی عزیز در ارتباط بودم ولی متأسفانه فریب ایمیلهای ساختگی علیخدا نامی در مورد این گروه را خوردم و در اینستاگرام نظر بد به این گروه دادم که به لطف پروردگار و تذکر بموقع آقای ساجدی بزرگوار به اشتباهم پی بردم واکنون از ته دل خوشحالم که در جلسه حضوری طرح کارآفرینی حامی شرکت کردم واکنون منتظرم دوره آنلاین در نهم مرداد برام فعال بشه تا پس از بیست سال دربدری به شغلی که لیاقتش را دارم برسم و بتونم خدمتی صادقانه به مردم کنم و ثروتی فوق حلال بدست آورم انشاءالله.

  15. آرامش در درون حکم فرما شد که نور عشق را در وجودم دیدم و احساس کردم و روشن شد همانطور در این مدت از عشق درونی غافل بودم میخواهم همانند خداوندی که با عشق به به کل جهان هستی و موجودات آن عشق می ورزد و با اراده او خورشیدی که با عشق به تمام جهان و ۸ میلیارد انسان گرما و روشنایی می دهد به همه جنبه های زندگی و کار ها باعشق حرکت کتم و همراه حامی باشم .
    با سپاس از آزاد عاشق

  16. مجتبی طهماسبی راد

    سلام .راه ورسم عاشق شدن را نمیدانم گاهی حس میکنم نفرت وجودم را گرفته بهمراه دلتنگی برای روزها و کسان و چییزهایی که از دست داده ام .و حس گریه بسراغ ام می آید و فقط میدانم در میان عبور از این سالها خداوند با وجود همه بدی هایم و نافرمانی ها دست مرا گرفته و مرا تنها نگذاشته .زمانی که فراخوانده شده ام برای جلسه تعهد تغییر هیچکس مرا کمک نکرد چرا که ترس مدتی است مرا فلج کرده اما حسی گفت برو ,آمدم و اکنون آنروز را بخاطر می آورم میگویم کاش همیشه در کنار گروه حامی آزاد رهامل می ماندم,اما باز خداوند را سپاس که حضورشما را در کنارم دارم .

    • خدا را دیده ای آیا؟
      به هنگامی که در این بیکران، این پهنه هستی
      به ترسی از رها بودن، تو می پرسی
      کسی می بیندم آیا؟
      کسی خواهد شنید این بنده تنها؟
      جوابت را، نه از آنکس که پرسیدی
      جوابت را، خودش با تو،
      و با لحن و کلام مهر می گوید
      که من نزدیک تو هستم، به هنگامی که می خوانی مرا
      آری، تو دعوت کن مرا، با عشق
      اجابت می کنم، با مهر
      هدایت می شوی، بر نور

  17. سر تا پایم را خلاصه کنند
    “می شوم” مشتی خاک
    که ممکن بود “خشتی” باشد در دیوار یک خانه
    یا “سنگی” در دامان یک کوه
    یا قدری “سنگ ریزه” در انتهای یک اقیانوس
    شاید “خاکی” از گلدان‌
    یا حتی “غباری” بر پنجره
    اما مرا از این میان برگزیدند:
    برای “نهایت”
    برای “شرافت”
    برای “انسانیت”
    و پروردگارم بزرگوارانه اجازه ام داد برای:
    ” نفس کشیدن”
    “دیدن”
    “شنیدن”
    “فهمیدن”
    و ارزنده ام کرد بابت نفسی که در من دمید
    من منتخب گشته ام:
    برای”قرب”
    برای “رجعت”
    برای “سعادت”
    من مشتی از خاکم که خدایم اجازه ام داده:
    به “انتخاب”
    به “تغییر”
    به “شوریدن”
    به “محبت”

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دانلود رایگان دوره آنلاین پول های آغشته